بررسی RTM بهینه سازی شده تبریز فایننس(قسمت سوم)

در مقاله پیش درمورد تفاوت های های RTM عمومی و RTM بهینه سازی شده مجموعه تبریز فایننس و مبحث ignor و… بحث کرده و گفتیم یکی از بزرگ ترین مزایای RTM این است که یک سبک کاملا پویا است و همه افراد می توانند دیدگاه های خودشان، تجربیات خودشان را به این سبک اضافه بکنند و ممکن است دو شخص RTM کار سبک معاملاتی متفاوتی نسبت به هم داشته باشند. برای مطالعه ادامه مبحث RTM بهینه سازی شده تا آخر مقاله همراه بتریز فایننس باشید.

 

مقیاس در RTM کلاسیک

موضوع عدی در RTM کلاسیک بحث مقیاس است، بحث مقیاس یک توجیح و راه فراری است برای نقص ها و استاپ هایی که ممکن است دچار آن ها شویم  به این شکل که در RTM کلاسیک اعتقاد بر این است دوتا FTRای که با یکی وارد معامله شده و دیگری را رد کند باید هم مقیاس باشد و ما مابین دوتا FTR هم مقیاس که در یک تایم فریم مشاهده می کنیم و محصول یک تایم فریم هستند معامله بکنیم که این قضیه کاملا اشتباه است. به جای بحث توجیحی مقیاس در RTM بهینه سازی شده مبحثی به نام fo موقت داریم به این شکل که وقتی به یک اوریجین یا Spell برخورد می کنیم ولی این ناحیه این گره خود دارای سفارش نیست و عملا این اوریجین و Spell متعلق به FTR مهم نیست این برخورد را ما به عنوان fo موقت در نظر می گیریم به این شکل که fo اتفاق افتاده fake out اتفاق افتاده ولی به اون صورت دارای قدرت و سفارش نیست که بتواند کف و سقف جدید را بدهد حتی اگر طرف دیگر Leg ما اینگولف(eng) باشد باز هم این سطحی که fo موقت شده قدرت دادن سقف و کف جدید را ندارد برای توضیح بهتر تصور کنید ما یک Legای داریم که از پایین اینگولف شده و این Leg ما صعودی است و الان برای اینکه متوجه شویم که آیا از سمت مقابل از سمت بالا fo اتفاق افتاده یا fo موقت که به این نتیجه برسیم که آیا همین سقف می تواند کف اینگولف شده ی ما را رد کند یا نه. اکنون ما FTRای که از سمت بالا توانسته با Spell یا اوریجین خودش قیمت را نگه دارد را بررسی می کنیم که آیا خود این FTR دارای سفارش و گره مهمی از FTR بزرگ تر است یا نه اگر به این نتیجه برسیم که این گره خود دارای سفارش نیست یا جزو مهمی از FTR بزرگ تر نیست همه برخورد ها حتی به اوریجین و Spell این گره fo موقت است و نمی تواند کف اینگولف شده ما را رد بکند ولی درصورتی که این گره خودش یک Spell یا اوریجین از یک FTR بزرگ تر باشد در این صورت این fo واقعی است و ما انتظار کف جدید را داریم در این حالت ما کلا موتلی تایم فریم (multy time fream) کار می کنیم و اصلا نیازی به بحث مقیاس نداریم که اگر گره های مقابل هم، FTRهای مقابل هم حتی در یک تایم فریم باشند و اصطلاحا حتی در یک مقیاس باشند باز هم ممکن است foمان از نوع موقت باشد و ما دچار استاپ لاس بشویم.

روش دیگری برای حل این قضیه وجود دارد و به این صورت است که ما تحلیل خودمان را از تایم فریم بالا شروع کرده و همه ی FTRها را برسی بکنیم و اوریجین و Spell بزرگ ترین FTR  تایم فریم ماهانه را مشخص بکنیم بعد از آن داخل همان اوریجین و Spell دوباره به صورت راگتالی اوریجین و Spell مشخص بکنیم در این صورت هنگام رد شدن یک سطح مهم،هنگامی که تصور بکنیم ما مثلا از پایین اینگولف داریم و قیمت توانسته Spell به هر دلیلی رد بکند بعد از آن ما می دانیم که قیمت فقط از خود اوریجین (از اوریجین- اوریجین یا از اوریجین Spell) می تواند ریزش داشته باشد و برگشته و کف بدهد و تمامی سقف هایی که قبل از رسیدن به خود اوریجین FTR  اتفاق می افتد fo موقت هستند و صرفا برای یک اصلاح ایجاد شده اند و نمی توانند کف اینگولف شده را رد بکنند اگر ما با این سبک پیش برویم، با این دیدگاه پیش برویم اصلا نیازی به بحث سردرگم کننده ی مقیاس که کاملا یک مسئله تقریبی و توجیحی است را نخواهیم داشت.

RTM بهینه شده

RTM کلاسیک

همراهان عزیز می توانید جهت مشاهده قسمت دوم مقاله بررسی RTM بهینه سازی شده تبریز فایننس برروی این لینک کلیک کنید.

سیگنال چرخش

همانطور که در اوایل مقاله گفتیم RTM کلاسیک دارای اصطلاحات و الگوهای متفاوتی است که کمی کار را سخت و افراد را سردرگم می کند و سعی ما بر این بوده که این سبک را به گونه ای بهینه سازی کنیم که از اصطلاحات اضافی و از الگوهای اضافی و چهارچوب بندی یک سری اتفاقات ساده پرهیز کرده و الویت ما ساده گویی و ساده کردن مطالب بوده. همانطور که اصطلاحات قبل کاربرد خاصی نداشته، اصطلاحات دیگری که در RTM کلاسیک استفاده می شود اصطلاح سیگنال چرخش است. وقتی که قیمت می خواهد خودش را در یک Leg صعودی به سقف برساند تمامی کف هایی که ایجاد می کند fo می شود و تمام سقف ها اینگلف می شوند ولی اصطلاحا وقتی قیمت نزدیک به تارگت خود می شود(همان ناحیه ای که قرار است fo کرده و ریزش داشته باشد) به جای اینکه کف حرکت آخر درایو آخر fo بشود، اینگلف می شود و این سیگنال چرخش است، سیگنال نزدیک شدن به ناحیه fo است که قیمت قرار است از آنجا برگردد و تسویه ای که اتفاق می افتد اغلب بر طبق مسئله ای که RTM کار های کلاسیک می گویند کف تسویمان در یک پیوت Revers اینگلف می شود و این تنها اینگلفی است که استثنائا می تواند سقف خودش را رد کند که به وجود آمدن این استثنائا ت ممکن است ایمان تریدر را به این سبک کاهش بدهد سبکی که صد درصد و کامل است نباید هیچگونه ای استثنایی وجود داشته باشد. در RTM بهینه سازی شده تمرکزمان را برای پیدا کردن دقیق نواحی که قرار است fo در آن ها اتفاق بیافتد و باعث کف و سقف جدید بشوند می گذاریم به دنبال تایید ها چه قبل از اتفاق fo چه بعد از اتفاق fo نیستیم و این باعث می شود وقتی ما از سطح خود مطمئن بشویم که حتما fo خواهد بود و منجر به کف جدید خواهد بود این اطمینان باعث می شود که دیگر نیازی به اصطلاحات سیگنال چرخش، تایید گرفتن از بازار و به وجود آوردن یکسری استثنائات نداشته باشیم و کار را به ساده ترین و دقیق ترین و مطمئن ترین شکل پیش ببریم پس یک RTM حرفه ای اگر بتواند نواحی خود را به صورت دقیق مشخص کند و از نواحی خود مطمین باشد نیازی به سیگنال چرخش برای اطمینان بخشیدن به تحلیل خود ندارد.

RTM بهینه شده

RTM کلاسیک

حق تقدم در RTM کلاسیک

مبحث بعدی تحق تقدم در RTM کلاسیک است که خیلی از افراد را سردرگم کرده و خیلی از جاها اشتباه جواب می دهد. حق تقدم به این صورت است وقتی ما از هر دو طرف Legمان اینگولف داریم در RTM کلاسیک گفته می شود که اول، تارگت اینگولف اول داده می شود و بعد تارگت اینگولف دوم یعنی به این صورت که وقتی شما در یک Leg نزولی هم از بالا و هم از پایین اینگولف دارید طبیعتا اینگولف سمت بالا اول اتفاق افتاده و اینگولف سمت پایین بعدا اتفاق افتاده در این صورت اول قرار است که اینگولف دوم سطحش رد شود (یعنی اول، اینگولف پایین سطحش رد شود) بعد اینگولف اول سطحش رد شد یعنی قدرت اینگولفی که اول اتفاق می افتد بیشتر از قدرت اینگولف دوم است. این قضیه خیلی مواقع ممکن است که اشتباه باشد و دقیقا آن چیزی که انتظار داریم اتفاق نیافتد. همانطور که پیش تر گفتیم ما چیزی به نام fo موقت داریم و تفاوت fo موقت و اینگولف این است که اینگولف موقعی اتفاق می افتد که قیمت به یک ناحیه ی سفارش مصرف شده برخورد بکند یا همان اصطلاحا به پاز برخورد کند که خیلی خیلی سفارش کمی در آنجا باقی مانده ولی fo موقت وقتی موقعی اتفاق می افتد که قیمت به یک سطح فرش ولی بدون اعتبار و هویت برخورد بکند قیمت به یک گره فرش بدون اینکه مصرف شده باشد برخورد بکند ولی این گره اوریجین، Sp ell یا هر گره دارای هویت دیگری نباشد در این صورت ما می بینیم که یک طرف Legمان fo موقت است و طرف دیگر اینگولف است در این صورت قدرت fo موقت بیشتر از اینگولف است و وقتی که در همان Leg نزولی سمت بالای Leg (یعنی ابتدای Leg) fo موقت  باشد و انتهای Leg اینگولف باشد ما می دانیم که قرار است اول سطح اینگولف رد شود و اول کف جدید داشته باشیم و بعدا قیمت بعد آن که به یک ناحیه دارای سفارش برخورد کرده fo کرد بیاید و سطح fo موقت را هم رد بکند پس وجود fo موقت ما را از اختلال های بحث حق تقدم در امان نگه می دارد.

از طرف دیگر حالتی هم وجود دارد که ما از هر دو طرف Legمان به پاز(paz) برخورد کرده باشیم و به هیچ عنوان نتوانیم یک طرف را به عنوان fo موقت در نظر بگیریم و از هر دو طرف بخاطر برخورد پاز اینگولف داریم در این حالت بدون در نظر گرفتن قضیه حق تقدم، از آنجایی که می دانیم اینگولف نمی تواند باعث سقف و کف جدید بشود پس طبیعتا اول قرار است سطحی ردشود که با رد شدن آن اینگولف سمت مقابل منجر به سقف و کف جدید نشده باشد مثلا در نظر بگیرید که در همین Leg نزولی ما که از هر دو طرف اینگولف داریم اگر قرار باشد که اول اینگولف سمت بالا رد شود عملا اینگولف سمت پایین توانسته سقف جدید بدهد که این حالت طبق بحث اینگولف اصلا ممکن نیست ولی اگر اول سمت پایین رد شود و کف جدید داشته باشیم در این صورت اینگولف سمت بالا منجر به سقف جدید نشده وبعد این اتفاق ما می توانیم این انتظار را داشته باشیم که قیمت برگردد و سقف اینگولف شده را هم رد بکند.

در شماتیک پایین به عنوان مثال خواهید دید که ما یک Leg صعودی داریم که از هر دو طرف به پاز(paz) برخورد شده و اینگولف است در این صورت اگر ما اول سقفمان رد بشود عملا اینگولف سمت پاین نتوانسته سقف جدید بدهد چون ما وقتی می گوییم سقف جدید داده شد که سقف Leg قبلی اینگولف رد شود که در این مثال این اتفاق نمی افتد و بعد از اینکه قیت سقف اینگولف بالا را رد کرد برمی گردد قبل از اینکه سقف اصلی را رد بکند و کف اینگولف شده را هم رد می کند حال شاید برایتان سوال ایجاد شده باشد که تفاوت این حالت که از یک سمت fo موقت شده و از سمت دیگر اینگولف داشته باشیم با حالتی که از هر دو سمت اینگولف داشته باشیم چگونه است؟ ما وقتی fo موقت داریم می دانیم که این fo موقت بی دلیل اتفاق نیافتاده و قیمت برای اینکه خودش را به ناحیه دارای سفارش بالا برساند fo موقت اتفاق افتاده و گره های متفرقه قرار نیست برگردد و قیمت تا ناحیه پر سفارش بالا خودش را خواهد رساند ولی اگر از پایین اینگولف داشته باشیم به جای fo موقت قیمت نیازی ندارد خودش را به گره دارای سفارش بالا برساند و از هر گره متفرقه دیگری می تواند زیرش و برگشت خود را شروع کند.

RTM بهینه شده (حالت اول)

RTM بهینه شده (حالت دوم)

RTM کلاسیک

الگوی پرشین گولف(persiangulf)

در RTM کلاسیک یک الگو ستاپ معاملاتی وجود دارد به نام پرشین گولف به این صورت که ما وقتی یک کندل دوجی مانند داریم و بعد از آن یک کندل مارابوزو در جهت مخالف داریم و دوباره یک کندل دوجی مانند هم جهت با دوجی قبلی داریم و مابین این دو کندل دوجی هم جهت فاصله قیمتی وجود دارد ما این الگو را به عنوان پرشین گولف در در RTM کلاسیک می شناسیم و ممکن است این ناحیه یک واکنش قابل توجهی در چارت بدهد در حالی که در واقعیت خیلی از جاها این پرشین گولف رد می شود و واکنش آنچنانی به ما نمی دهد چرا که پرشین گولف یا هر گره دیگری هنگامی می تواند واکنش بدهد که انتقال سفارش به گره انجام شده باشد و دارای سفارش و دارای پول باشد و ما وقتی که سواپ گیری و بررسی و دنبال کردن انتقال سفارشات را بلد نباشیم مجبوریم از همه این پرشین گولف ها از همه این الگوها استاپ بخوریم. در RTM بهینه سازی شده ما اگر همین الگو را بررسی کنیم خواهیم دید که اگر این کندل ها را در تایم فریم پایین تر نگاه بکنیم دو گره می بینیم که مابین این دو گره یک حرکت شارپی وجود دارد و در واقع این حرکت شارپی این پراکندگی سفارشات گره بالا را به همرا دارد و اگر ما بتوانیم این را بسنجیم که گره اول دارای سفارش و معتبر است یا نه می توانیم برخورد به پراکندگی این گره را هم fo در نظر بگیریم ولی در غیر این صورت اگر این گره دارای سفارش نباشد این برخورد به هیچ وجه نمی تواند واکنشی خوبی به ما بدهد و منجر به سقف و کف جدید بشود.

RTM بهینه شده

RTM کلاسیک

الگوی Hidden Gap

الگوی بعدی در RTM کلاسیک الگوی Hidden Gap است که وقتی در چارت گرهی دیده نمی شود و به جای آن یک کندل اسپایک یا همون کندل ماروبوزی بزرگ دیده می شود پیش فرض ذهنیت بر این است که در ناحیه حدودا وسط کندل اسپایک یک گره یا گپی وجود دارد در تایم های پایین که قیمت قرار است به این ناحیه واکنش نشان بدهد و برای سنجیدن این Hidden Gap که قرار است واکنش نشان بدهد یا نه روش های متفاوت، سردرگم کننده و پیچیده ای وجود دارد که باید چند شرط رعایت شود که این Hidden Gap واکنش نشان بدهد در حالی که اگر ما مولتی تایم فریم کار کنیم می توانیم در تایم فریم های پایین داخل حرکت شارپ به احتمال خیلی زیاد گرهی پیدا بکنیم که دارای سفار باشد و این دارای سفارش بودن را هم ما از طریق سواپ گیری و بررسی انتقال سفارشات سنجیده می شود حتی اگر با تایم فریم های کم باز هم گرهی ندیدیم این کندل شارپ این کندل اسپایک یک پراکندگی ذهنیت یک پراکندگی سفارش از یک گره دیگری است و ما باید منشا اسپایک را پیدا کنیم و آن گرهی که بعد از آن حرکت شارپ اتفاق افتاده عملا گره اصلی ماست و این حرکت شارپ هم پراکندگی سفارشات این گره است ولی باز هم در نظر بگیریم حتی در این حالت هم ما از طریق سواپ گیری و بررسی انتقال سفارشات باید اعتبار این گره و حرکت شارپ بعد آن را بسنجیم و Hidden Gap به طور دقیق تر گره به همراه پراکندگی سفارش اگر خود معتبر و دارای سفارش نباشد به هیچ وجه ارزش معامله ندارد و امکان برگشت قیمت از ناحیه ی که دارای سفارش نباشد وجود ندارد.

کلام آخر

 همانطور که دیدیم در همه ی حالات با بررسی fo و اینگولف و fo موقت بودن سطوح و تشخیص انتقال سفارشات از طریق سواپ گیری توانستیم چارت را بدون توجه به شکل و اندازه و رنگ و کندل ها تحلیل کنیم و نیازی به پیچیده کردن قضیه و یا نیازی به الگوهایی مثل QM، پرشین گولف، Hidden Gap  نداریم و به جای آن از یک سبک و یک مدل معامله و تحلیل استفاده می کنیم. در بازار شرایط استثنائی وجود ندارد هنگام استفاده از این کلمه از ایمان و نظم بازار کاسته می شود. به طور کلی هر چقدر روشمان را ساده تر و دقیق تر کنیم تحلیل و ترید مطمئن تری خواهیم داشت و نیازی به الگو و ستاپ خاصی برای ورود به معامله و یا تحلیل بازار نداریم و می توانیم در هر تایم فریم و شرایط حرکت بازار بخصوص بازار کریپتو، فارکس و یا بازار های دیگر از RTM بهینه استفاده کرده و نیازی به پیچیده کردن داستان نداریم.

با تمام احترامی که به RTM کارهای عزیز و تمام کسانی که با الگوها و ستاپ های RTMای کار می کنند، سعی ما بر این بوده که ساده ترین و کاربردی ترین نوع RTM و نوع خوانش بازار را به مردم آموزش دهیم. RTM به معنای Read The Market یا خواندن بازار به ساده ترین حالت ممکن است و ما سعی داریم این موضوع را رعایت کرده و از اصطلاحات پیچیده دوری کنیم و در همه ی تایم فریم های بازار یه یک شکل و یک روش تحلیل کنیم.

همراهان عزیز تبریز فایننسی ممنون که تا آخر این مقاله با ما همراه بودید امیدواریم که مطالب ما برای شما آموزنده باشد.

گردآوری توسط: استاد علی عبدالهی

1 دیدگاه در “بررسی RTM بهینه سازی شده تبریز فایننس(قسمت سوم)”

  1. رنجی بهمن 4, 1401

    استاد عبدالهی ممنون از مقالات مفیدتون

یک نظر اضافه کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.